صداقت جای خود را بر ریا داد صفا و سادگی هم از مد افتاد
همه دام ودد یک سر دو گوشند همه گندم نما و جو فروشند
الهی دشمنت را خسته بینم به سینه اش خنجری وابسته بینم
سر شب آیم و حالش بپرسم چو صبح آیم مزارش بسته بینم
برای عشقت بجنگ ؛اما"هرگز آن را گدایی مکن .
خیره آن دیده که آبش نبرد گریه ی عشق
تیره آن دل که در او شمع محبت نبود
در آرزوی بوس و کنارت مردم در حسرت لعل آبدارت مردم
قصه نکنم دراز کوتاه کنم باز آی که باز از انتظارت مردم
مشکل اینجا است که هیچ کدام معترف به از هم گسیختگی شخصیتمان نمی گردیم و هر کدام عالمی می شویم که در کار خود باز مانده و دیگران را راهنمایی می کنیم .
به مردی گفتند اگر در دریا مورد حمله نهنگ ها قرار بگیری ،چه می کنی ؟گفت: روی درخت می روم ؛گفتند در دریا که درخت نیست .
گفت: بفهمید مجبورم إ إ إ
روزی لیلی رو به مجنون کرد و گفت :کاش معشوقه ز عاشق طلب پول می کرد جان متاعی نیست هر بی سرو پایی دارد .
ژان ژاک روسو:ساده ترین درس زندگی این است ،هرگز کسی را میازار
امام علی :هیچ لباسی برازنده تر از تندرستی نیست .
چیزی برای بخشیدن ندارم ؛
اما
تکه های دلم
ته مانده غرورم
ارزانی نگاه بی رحمت .
می روم خسته و افسورده و زار سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا می برم از شهر شما دل شوریده و دیوانه خویش
می برم تا ز تو دورش سازم ز تو ای جلوه امید محال
می برم زنده به گورش سازم تا که دیگر نکند یاد وصال
حالا بیا کنار سهمی از دلتنگی من بشین ،می خواهم در رنگ چشمهایت سکوت کنم ،می خواهم تا آخر دنیا تا آخر آیینه ها با تو باشم .